| |
اشاره:
در طرح خاورمیانه بزرگ كه از جانب آمریكایی ها مطرح شده است، تركیه نقش ایفا می كند. واشنگتن مایل است نظام سیاسی تركیه را به عنوان الگویی جهت كشورهای خاورمیانه بزرگ اشاعه دهد. در مطلبی كه از پی می آید، اردوغان نخست وزیر تركیه نظریات خود را درباره این ابتكار بیان می كند. وی معتقد است كشورهای منطقه باید اصلاحات را جدی بگیرند. وی خاطرنشان می كند به دلایل تاریخی، مردم منطقه هر طرحی را كه از بیرون سرچشمه گرفته باشد به دیده تردید می نگرند اما توصیه می كند این طرح را با خوشبینی بیشتری بررسی كنند و البته ویژگیهای محلی متناسب با دمكراسی را نیز منكر نمی شود.
از آنجایی كه این مطلب برای درج در نشریه امور جهانی روسیه (آگوست ۲۰۰۴) نوشته شده است، حاوی اشاره هایی در مورد نقش تركیه و روسیه در مواجهه با مشكلات منطقه ای است.
امروزه یكی از ویژگیهای تعریف كننده مشكلات منطقه ای و بین المللی ما، پیچیدگی است.
در واقع حادترین مشكلاتی كه امروز سر راه جامعه بین المللی وجود دارد، از توصیف و راه حل های ساده بینانه گریزان و نیازمند تلاش مشترك تمام كشورهاست. مسلماً چنین رویكرد جمعی نتایج بیشتری از آن دارد كه هر كشور می تواند به تنهایی به آن دست یابد. از این رو، تركیه به منافع رویكردی چندجانبه باور دارد كه از خرد جمعی جامعه بین المللی بهره مند شود. تركیه و فدراسیون روسیه دوكشوری هستند كه می توانند به چنین رویكردی در منطقه خود و فراتر كمك كنند و از آن بهره مند شوند.
در تلاش برای یافتن راه حل های مشكلات خود، كشورهای خاورمیانه باید از ثروت فكری مردم خود بهره مند شوند. این قابلیت بالقوه انسانی زمانی شكوفا می شود كه ساختارهای آزاد و دمكراتیك تدریجا در جامعه شكل بگیرد.
وضع خاورمیانه عملا به گونه ای است كه باعث اتلاف منابع باارزش انسانی و مادی لازم برای توسعه منطقه می شود. انتظارات بیش از حد و احساس محرومیت به همراه مناقشات سیاسی دیرینه، جو بدبینی را در سراسر منطقه و نیز ناظران بیرون از منطقه پدید آورده است. از قضای روزگار، آنچه این منطقه بدان نیاز دارد، دقیقا نقطه مخالف این وضع است، یعنی امید.
امروز به نظر می رسد این منطقه یكی از بدترین دوره های خود را سپری می كند. به نظر می رسد فاصله زیادی تا حل مناقشه اعراب _ اسرائیل وجود دارد، در حالی كه اوضاع عراق آن قدر بهبود نیافته است كه به عراقیها یا جامعه بین المللی امید واقعی بدهد. اما پویایی امید وار كننده ای در حال ظهور است. مردمان و دولتهای منطقه نیاز به اصلاحات را دریافته اند و جامعه بین المللی نیز تمایل خود را برای كمك اعلام كرده است.
در مورد طرح خاورمیانه بزرگ كه در ماههای اخیر در دستور كار منطقه ای و بین المللی قرار داشته است تفاسیر مختلفی وجود دارد. با توجه به ماهیت بلندپروازانه این ابتكار، ابعاد مشكلات و دید مردم منطقه به سیاستهای غرب كه به طور سنتی بدبینانه بوده است، تعجب آور نیست كه ابتكار خاورمیانه بزرگ از همان ابتدا مورد سئوال قرار گرفت. با این حال، باید از توصیفهای ابهام آمیز بپرهیزیم و این ابتكار را براساس ویژگیهای آن ارزیابی كنیم، ویژگیهای مثبت و ویژگیهای منفی. تركیه در مقام كشوری كه از تحولات خاورمیانه تاثیر می پذیرد، ضرورتاً به این ابتكار به دیده واقع بینانه و سازنده می نگرد.
باید در ابتدا خاطرنشان كرد مدتها پیش از آنكه ابتكار خاورمیانه بزرگ موضوع مقاله نشریات یا مناظرات تلویزیونی شود، تركیه آرا و تصویر خود را از خاورمیانه در محافل گوناگون اعلام كرده بود، از جمله در نشستهای سازمان كنفرانس اسلامی، تركیه مایل به دیدن خاورمیانه دمكراتیك تر، آزاد و مالامال از صلح با دولتهای كارآمد است كه اقتصاد كشورها را به خوبی اداره كنند. نباید این را با آرمان گرایی اشتباه گرفت. منافع تركیه مستلزم همسایگان باثبات و مسالمت جویی است كه بتواند با آنها در تمام سطوح به طور مثبت تعامل برقرار كند. بنابراین آرزوهای تركیه برای این منطقه با اهداف مثبت ابتكار خاورمیانه بزرگ هماهنگ است.
تروریسم یكی از موضوعهای پیچیده ای است كه به طور فزاینده ای با منطقه و نیز عقاید مذهبی مردم آن مرتبط شناخته می شود. متاسفانه پدیده افراط گرایی احتمالا همواره در طول تاریخ بشر وجود خواهد داشت. از این رو، تروریسم احتمالا همچنان بخشهای مختلف جهان را در آینده قابل پیش بینی نیز تهدید خواهد كرد. با این حال نزاع، خشونت و تروریسم محصولات بلندپروازیهای سیاسی انسان است، هر چند كه همگی ناموجه هستند. همان طور كه استفاده از روشهای تروریستی به منظور تحقق اهداف سیاسی را رد می كنیم، باید ادعای اقدام به نام هر دینی را نیز رد كنیم.
در واقع همزمان با آنكه گروههای اجتماعی شروع به تنفس هوای دمكراسی می كنند، تدریجا به سهام داران و نهایتا پاسداران نظام دمكراتیك تبدیل می شوند. مهم تسهیل ساز و كارهایی است كه نهایتا نه فقط پاداش اقتصادی بلكه مزایای سیاسی و اجتماعی نظام را به مردم عرضه خواهد كرد. ساختارهای مشاركتی و غیرتبعیض آمیز، اجتماع پذیری دمكراتیك را تقویت و نوعی احساس مالكیت و مسئولیت پذیری را در قبال نظام سیاسی پدید خواهد آورد. در چنین محیطی فعالیت اقتصادی منطقی تر و خدمات عمومی كارآمدتر خواهد شد. | |
این كار ساده ای نیست، چون كه به روابط بین حكومت و جامعه نیز مربوط می شود. با این حال خاورمیانه نمی تواند از پرداختن به این مشكل باز بماند.
در تلاش برای یافتن راه حل های مشكلات خود، كشورهای خاورمیانه باید از ثروت فكری مردم خود بهره مند شوند. این قابلیت بالقوه انسانی زمانی شكوفا می شود كه ساختارهای آزاد و دمكراتیك تدریجا در جامعه شكل بگیرد. به همین شكل، حاكمیت قانون، شفافیت و پاسخگویی به مصلحت مشترك جوامع كمك و حكومتها را در درازمدت قویتر می كند.
بنابراین مشاهده اینكه فراخوان برای اصلاحات در منطقه هم در میان مردم و هم مقامات دولتی ریشه دوانده دلگرم كننده است.هنگامی كه تركیه شروع به تاكید بر «سامان بخشی به امور داخلی» در نشستهای سازمان كنفرانس اسلامی می كرد، این دعوت در دل همگان نشست. در واقع اگر منطقه مشتاق توسعه سیاسی اقتصادی و اجتماعی است، باید خود برای تحقق این كار تلاش كند. اكنون این نكته به روشنی درك شده و طرحهایی برای پرداختن به آن در دست تدوین است. در این اواخر، سازمانهای دولتی و غیردولتی در نشستهای مختلف در منطقه به بحث درباره موضوع اصلاحات و توسعه پرداختند كه اوج این روند را می توان در بیانیه نشست سران اتحادیه عرب در ماه مه ۲۰۰۴ در تونس دید.
باید شكل گیری فرهنگ آشتی را به مثابه اصل اخلاقی بنیادی كار در میان كشورهای منطقه تشویق كنیم. نزاعهای كشدار پیرامون ما صرفا با گذر زمان از بین نخواهد رفت. باید آشكارا، به طور سازنده و با قوت با آنها مواجه شویم.
جامعه بین المللی می تواند و باید از این تلاشها در سطح منطقه ای حمایت كند. با این حال، باید ویژگیهای منطقه را در نظر داشت و از وسوسه تدوین راه حل های زودبازده كه سرانجام آن شكست است، پرهیز كرد. ابتكارات منطقه ای اگر به خوبی برنامه ریزی نشود، هرچقدر هم حسن نیت در آن باشد، ممكن است مشكلات جدیدی ایجاد كند.
تركیه از رهگذر پیوندها و نزدیكی تاریخی با این منطقه دیدگاهی درباره این موضوع دارد كه از همان ابتدا با سایرین مطرح كرده است. در این باره، مالكیت محلی، سیاست گام به گام و داوطلبانه اصل اساسی است. هر گونه تحمیل خارج از اندازه نتیجه منفی خواهد داشت. حساسیتهای فرهنگی و سیاسی منطقه را نیز نباید نادیده گرفت. در عین حال باید از نتیجه گیری های عام پرهیز كرد. بافت چند فرهنگی و چند نژادی جوامع تركیه و روسیه به ما كمك می كند تا این حساسیتها را آسانتر درك كنیم.
به علاوه، این تلاش باید جامع باشد. باید دارای ملاحظات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آ موزشی و نیز جنبه های مختلف امنیتی باشد. با این حال تاكید بیش از حد بر جنبه امنیتی بی فایده است. بهره مندی از این طرح باید برای تمام طرفهای مایل آزاد باشد.
مساله دیگری كه به همین اندازه حائز اهمیت است، جو سیاسی در منطقه است. باید عراق و كل منطقه احساس كنند وضع بهتر می شود. این امر تا حد زیادی به پذیرش بهتر ابتكارهای بین المللی در مورد این منطقه كمك خواهد كرد.
همچنین باید بدانیم اگر به موضوع فلسطین پرداخته نشود، هیچ طرح منطقه ای نمی تواند موفق شود. این را نباید اینگونه تفسیر كرد كه اصلاحات به نزاع اعراب _ اسرائیل بستگی دارد.
باید پذیرفت حتی اگر این مشكل ،امروز حل می شد، اصلاحات مورد نیاز در منطقه به طور خود كار شكل نمی گرفت.بنابراین، كار روی اصلاحات باید بدون درنگ آغاز شود. با این حال، اگر بتوان جلوی تحولات منفی را گرفت و حل مشكل اعراب _ اسرائیل به هدفی قابل دسترسی نزد مردم بدل شود، آینده اصلاحات در منطقه به طور چشمگیری تقویت خواهد شد.
این نكات را نه فقط تركیه بلكه سایر كشورهای منطقه و دیگران از جمله اتحادیه اروپایی كه مایل به كمك هستند، خاطرنشان كرده اند. مذاكرات در مورد
خاورمیانه بزرگ كه در سطوح بین المللی صورت گرفته است، از جمله در گروه ،۸ ناتو و اتحادیه اروپایی، تدریجا نظریات مختلفی را كه با هدف تحقق پذیری این ابتكار ابراز شده ، در بر گرفته است. كشورهای منطقه نیز توانستند نقش خود را در آن ایفا كنند.
سخنان آمریكاییها نیز بر اهمیت این مذاكرات و رایزنیها اذعان داشت. محصول نهایی این رویكرد چندجانبه و تحقیق طرح حمایت گروه ۸ از اصلاحات در منطقه نشان دهنده اراده صادقانه جامعه بین المللی برای كمك به منطقه است. این اقدام گروه ۸ كه فدراسیون روسیه نیز نقش مهمی در آن داشت، نوید بخش تحولات مثبت در آینده است، مشروط بر آنكه اصول مصوب آن به دقت اجرا شود.
در این چارچوب تركیه یكی از دو رئیس برنامه گفتگوی كمك به دمكراسی بود كه یكی از ساز و كارهای گروه ۸ برای گردهم آوردن جامعه مدنی و نمایندگان دولتی با هدف تبادل تجربه در زمینه دمكراتیزه كردن است.
به همین شكل، دیگر راههای كمك به منطقه به طور سازنده ای در چارچوب ناتو در چند ماه گذشته مورد بحث قرار گرفته است. نشست اخیر سران ناتو در استانبول ساز و كارهای مختصر اما سودمندی را برای همكاری عملی داوطلبانه در زمینه های امنیتی و دفاعی به كشورهای منطقه ارائه كرد.
نشستهای بین المللی درباره ابتكار خاورمیانه بزرگ یك بار دیگر نشان داد كه به رغم وجود اختلافات، گفتگو می تواند به تحقق مواضع همگرا بیانجامد. درست است كه تاریخ انگیزه زیادی به مردم منطقه نمی دهد تا در مورد آنچه «طرحهای خارجی» می دانند، مشتاق باشند. اما این نباید به رد هر گونه ابتكار خارجی بیانجامد. كوشش برای ایجاد شرایط بهره برداری از تلاشهای مختلف بین المللی به شكلی منطقی و هدایت آنها براساس نیازهای واقعی منطقه باید مسیر حركت به جلو باشد. كشورهای منطقه باید اعتماد به نفس بیشتری نشان دهند و به طور مثبتی جامعه بین المللی را مشاركت دهند.
امیدواریم ابتكار خاورمیانه بزرگ انتظارات ما را برآورده كند. با این حال، تحقق نتایج مثبت دركوتاه مدت مستلزم همكاری تركیه و فدراسیون روسیه جهت كمك به ثبات و صلح در منطقه خودشان است. یكی از راههای كمك تركیه به شكل گیری فضایی مطلوب در منطقه از طریق رویكرد سیاست خارجی است كه پیگیری می كند.
تركیه در مقام طرفدار و مبتكر همكاری منطقه ای می كوشد از وابستگی متقابل به عنوان نوعی ساز و كار اعتمادسازی بهره گیرد كه به ایجاد منافع مشترك مربوط به روابط مسالمت آمیز كمك می كند. تركیه و فدراسیون روسیه بازیگران مهمی برای موفقیت همكاری منطقه ای به خصوص در منطقه دریای سیاه هستند. گسترش علاقه بین المللی به منطقه دریای سیاه نشان دهنده ارزش طرح همكاری اقتصادی دریای سیاه (BSEC) و نیز به هنگام بودن تلاشهای ما برای تقویت هر چه بیشتر طرح نیروی دریای سیاه است. بیشتر مشكلات در منطقه ما پیچیده و فراملیتی است، اما اگر دست به دست هم بدهیم و به موقع عمل كنیم، توان مهار آنها را داریم.
تركیه به مدیریت مناقشات براساس رویكرد حل مساله اعتقاد دارد. دیدگاه ساكن در سیاست خارجی كه طرفهای درگیر را دشمنان غایی می داند، قطعا در برابر رویكرد پویا كه می خواهد مشكلات را از طریق راه حلهای برد- برد حل كند، بخت چندانی ندارد. رویكرد پویا به حكومتهای منطقه كمك می كند تا در تعامل با جامعه بین المللی ضمن فعالیت در چارچوب حقوق بین المللی، احساس اطمینان بیشتری كنند. نزدیكی و مناسبات تاریخی تركیه با منطقه پیرامون آن چنین فرایندی را تسهیل می كند. در این اواخر، سابقه تركیه به عنوان شكل دهنده ثبات بار دیگر در جریان مساله قبرس به اثبات رسید.
باید شكل گیری فرهنگ آشتی را به مثابه اصل اخلاقی بنیادی كار در میان كشورهای منطقه تشویق كنیم. نزاعهای كشدار پیرامون ما صرفا با گذر زمان از بین نخواهد رفت. باید آشكارا، به طور سازنده و با قوت با آنها مواجه شویم.
همزمان با آنكه اختلافات ژئوپلتیك قدیمی دوران جنگ سرد جای خود را به دینامیسم تازه در سطح منطقه ای و بین المللی می دهد، گرایش چند جانبه تركیه اهمیت بیشتری یافته است. تركیه موقعیت بی همتایی دارد كه به آن اجازه می دهد به عنوان رابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین مناطق مجاور آن و به طور كلی غرب عمل كند ،با پیشرفت روند عضویت تركیه در اتحادیه اروپا، این نقش تسهیل خواهد شد.
تغییر در اولویتهای ژئوپلتیك تاكید بیشتری را متوجه منطقه مدیترانه و خاورمیانه در معنای بزرگتر آن كرده است. همین پویایی نیز آسیای مركزی و قفقاز را به میانه میدان كشانده است. هم تركیه و هم فدراسیون روسیه پی برده اند در نتیجه این پویایی، غرب و شرق به هم نزدیكتر می شوند، ضرورتا براساس انتخاب، بلكه براساس الزامات راهبردی، هر دو كشور در كانون این واقعیت قرار دارند. از این رو، به نفع هر دو كشور است كه به دگرگونی مسالمت آمیز در پهنه ژئوپلتیك از اقیانوس اطلس تا آسیای مركزی و فراتر از آن كمك كنند. ماخذ: همشهری دیپلماتیك- Oct 2004 - شماره ۲۸ - ۱۶ آبان ۱۳۸۳