تركیه و قفقاز: شتاب ابهام یا منطق مشترك

اكنون برای ایجاد یك هرم منطقی و منطقه ای فرصت مناسبی ایجاد شده است و تركیه باید درك كند كه در مثلث همكاری ایران، روسیه، تركیه و مثلث قفقاز، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان به هر حال یك ضلع مهم محسوب می شود
محمد فرهاد كلینی
تركیه همواره قفقاز را با دید فرصت و تهدید ارزیابی كرده و هیچگاه رقیب بزرگ یعنی روسیه را فراموش نكرده است. فروپاشی اتحاد شوروی، تركیه را بر سر یك سه راهی در پازل درونی قفقاز قرار داد و اولویت انتخاب با عوامل فرهنگ در استراتژی منطقه ای و رفع تهدید در استراتژی نزدیك و ایجاد پل و بستر در استراتژی متصل ساختن قفقاز به آسیای میانه باعث گردید تا شتاب ابهام در انتخاب اولویت ها افزایش یابد و سرانجام آنكارا ترجیح داد جمهوری آذربایجان را به عنوان اولویت اول استراتژی و سپس گرجستان را به عنوان سكوی دسترسی و ارمنستان را به عنوان مهاركننده تهدید برنامه ریزی كند. آنها در قفقاز نگران انتقام ارامنه و دور جدید فعالیت جهانی ارامنه علیه نقش تركیه و از طرفی دیگر نگران ثبات شكننده در گرجستان و نهایتا شیوه بازی خاكستری در جمهوری آذربایجان بودند بنابراین سیاست آنكارا در پایان قرن گذشته مسیر احساسی خود را اصلاح كرد و این بار تصمیم گرفت با معادلات جدید به قفقاز نگاه و از سیاست اقدام مستقیم و عجولانه پرهیز كند.
تركیه از آغاز هزاره سوم به تدریج سیاست «تبیین _ توصیف» را كنار گذاشت و به «توصیف _ تبیین» روی آورد واقعیت این است كه در گذشته تعریف آنها از صحنه قفقاز درست نبود بنابراین باعث بالا رفتن هزینه آنها شده بود. آنكارا تلاش می كرد تا با تعریف آتلانتیسم و با رویكرد امنیتی و ایفای نقش برای دیگران منافع خود را سازمان دهد بنابراین در سیاست «بازی در بازی» بازیگران قفقازی در سیلان بود. تغییر این نگرش به الگوی اقتصادی و تأكید بر معادلات انرژی بجای خوابهای طلایی پان تركیسم و حركت در ایجاد مسیر مستقیم در نظام حمل و نقل از ابعاد جاده ای تا راه آهن، سیاستهای آنها را به صورت دو منظوره با اتحادیه اروپایی شكل جدیدی داد. سیاست تنش زدایی با ارمنستان كه همچنان ادامه دارد، باعث گردید رفتار یارگیری تركیه در محیط داخلی قفقاز را به كثرت گرایی در حاشیه نزدیك خود سوق دهد و اگرچه جمهوری آذربایجان در حال تلاش برای اصلاح این سیاست است، هنوز گرمی سالهای دهه ۹۰ میلادی را به دست نیاورده است. روسها هنوز با سیاست نگاه از میان انگشتان به رفتار و دیپلماسی تركیه می نگرند و به همین علت است كه سیاست تركیه در قفقاز به انتها نمی رسد زیرا واگنهای سیاسی تركیه فاقد لكوموتیو منطقه ای است.
مقامات آنكارا بارها تلاش كرده اند كیفیت سیاست خارجی خود با غرب را از مشاركت، به تقسیم سهام سوق دهند لیكن حضور جمهوریخواهان در كاخ سفید باعث گردید تا آنها سیاست اقدام مستقیم و همكاری را بر هرگونه پیوند استراتژیك با تركیه ترجیح دهند. در این میان نباید عقب نشینی آگاهانه روسها و نقش طبیعی لابی ارمنی و حساسیت یونانیها را بی ارزش دانست. در واقع تركیه در قفقاز با رقبای تاریخی و معاصر روبروست.
سیاست تركیه در قفقاز هنوز فاقد الگوست و این فقدان را می توان در تعویض سریع و جابجایی سیاستهای آنها درك كرد. تركیه از یك طرف قصد داشت به عنوان نقطه استراتژیك و اتكای حیاتی برای آمریكا مسیر سیاستهای خود را سازمان دهد و از طرف دیگر در رؤیای عضویت در اتحادیه اروپایی مجبور بود ملاحظات اروپایی و خصوصا فرانسویها را در معادلات درونی و بیرونی در نظر بگیرد. از سوی دیگر برای تركیه سیاستهای ماجراجویانه ای را ترسیم می كردند و پیشنهادهایی برای ایجاد محور تركیه _ آمریكا _ اسرائیل و... در قفقاز مطرح می ساختند تا انرژی و توان ملی تركیه در تضادهای منطقه ای خنثی گردد و از توجه به محور غربی خود و اتصال ژئوپلتیك تركیه به بالكان جلوگیری كنند.
به هر حال امروز تركیه بخوبی درك می كند كه سیاست رقابت سنتی در جمهوری آذربایجان، لگدمال كردن غرور ارامنه در تاریخ، محاسبه غلط قدرت تاثیرگذاری روسها، سیاستهای صرفا امنیتی و نظامی در گرجستان و امید فراوان داشتن به وعده های كشورهای دور و نادیده انگاشتن همكاری با ایران شرایط غیرمنطقی را بوجود آورده است كه باید به سرعت با اقدامات مثبت جایگزین شود و واقعیت این است كه همسایه نزدیك بهتر از دوست دور است.
اكنون برای ایجاد یك هرم منطقی و منطقه ای فرصت مناسبی ایجاد شده است و تركیه باید درك كند كه در مثلث همكاری ایران، روسیه، تركیه و مثلث قفقاز، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان به هر حال یك ضلع مهم محسوب می شود و جمع این همكاری با اتحادیه اروپایی و یا دیگر كشورهای مهم می تواند توازن و امنیت را به ارمغان بیاورد. این امر به امنیت ملی تركیه نیز كمك خواهد كرد تا دغدغه های اصلی خود را منظم سازد و حال را به آینده پیوند بزند، زیرا هرگونه چالش جدید و رقابت منفی در محیط درون و نیز پیرامون قفقاز می تواند سرمایه گذاری و آینده سازی تركیه را به مخاطره بیاندازد. به عنوان نمونه در صورت انتقال و جریان یافتن كامل گاز ایران به تركیه و سپس اروپا و همچنین انتقال جریان نفت از قفقاز به تركیه در نهایت نقطه اتكای امنیت استراتژی تركیه در ضلع شرقی و خارج از محدوده سرزمینی این كشور قرار می گیرد. این موضوع همزمان اهمیت سود و ارزش افزوده در اقتصاد ملی تركیه نیز دارد و در صورت تغییر این شرایط و وارد شدن تركیه به نظام رقابتی در عرصه های امنیتی _ اقتصادی این وضع می تواند بر توان ملی تركیه تأثیر بگذارد و محصولات این ناامنی و بدبینی در منطقه را دلالان سیاسی و كشورهای متخاصم با صلح و ثبات ببرند. به نظر می رسد اینكار اصلی در دیپلماسی تركیه در قفقاز باید اقتصادی و واقع گرایانه ترسیم شود و قدمهای سیاسی را با اندازه مشخص بردارد تا اطمینان كافی از همگرایی و توازن مثبت بین كشورهای قفقاز و كشورهای پیرامونی پدید آید. تركیه می تواند در تقویت همكاری كشورهای قفقاز با ایران و اتحادیه اروپایی و روسیه، هر چه بیشتر فعال باشد و در محور بحران ها از نقش متوازن و بیطرفانه خود بیشترین استفاده را ببرد و از هرگونه تحریك به امید «كنترل و هدایت بحرانها» به دور باشد و انرژی سیاسی خود را بصورت سازنده ذخیره سازی كند زیرا تاریخ نشان داده است كه منطق جمعی و مشترك می تواند بر شتاب و ابهام پیروز شود.

 ماخذ:  همشهری دیپلماتیك- Oct 2004 - شماره ۲۸ - ۱۶ آبان ۱۳۸۳

برای رای دادن اجازه ندارید. لطفا وارد سایت شوید.
نظرات اجازه ارسال نظر ندارید. لطفا وارد سایت بشوید.
در این مورد نظری موجود نیست
اجازه ارسال نظر ندارید. لطفا وارد سایت بشوید.




Kullanıcı

نام کاربری:

پسورد :


یادآوری پسورد
پسوردم را فراموش کردم
آکتیوسازی
عضو شوید
جستجو
Word دانلود معرفی به دوستان پرینت