چكيده این سرزمین از نظر ژئواستراتژیک به دلیل آن که یک منطقه تماس بین اوراسیا محسوب می شود، رابط استراتژیهای بری و بحری محسوب میشود. همانند پلي دو منطقه مهم و استراتژيك بالكان و خاورميانه را به يكديگر متصل ميكند.همجواري اين كشور با درياي سياه، اژه، مديترانه و وجود دو تنگه مهم بسفر و داردانل، باعث شده است كالاهاي مصرفي اروپا از طرق تركيه به منطقه ارسال شود. کشور ترکیه در منطقه هلال داخلی و اطراف منطقه محور قرار داشته و از این رو در استراتژیهای خشکی محور جایگاه مهمی داشته است. اّما آنچه حائز اهميت است اين نكته مي باشد كه امروزه استراتژيها بر پايه ژئواكونومي تعريف مي شوند و دو تنگه بسفر و داردانل به علت قرار داشتن در شمال غرب خاورميانه ، پل ارتباطي بين دو تمدن شرق و غرب و مهم تر از همه قرار داشتن در مسير انتقال انرژي خاورميانه و همچنين كشورهاي حوزه درياي خزر و روسيه به اروپا به يك منطقه ژئواكونوميك و استراتژيك تبديل گشته است بخصوص اگر به همه اين موارد گذر خط لوله نابوكو را هم بيافزايم.
مقدمه آناطولی آسیای صغیر یا ترکیه فعلی از کهنترین سرزمینهای مسکونی جهان و همچنین زادگاه تمدن یونانی است. از حدود دوهزار سال پیش از میلاد پیوسته کشور گشایان منطقه برای دست یافتن بر ترکیه فعلی با یکدیگر در کشمکش بوده اند، که از جمله مهمترین آنها می توان به مادها و هخامنشیان، یونانیان، رومیان و اشکانیان اشاره نمود. ترکیه (که قبلاً آناتولى یا آسیاى صغیر نامیده مىشد) بعنوان همسایه شمال غربى ایران و در نقطه تلاقى آسیا و اروپا یعنى در جنوب غربى آسیا و جنوب شرقى اروپا بین ٥/۳٦ و ٤۲ درجه عرض شمالى و ۲٦ و ٤٥ درجه طول شرقى در نیمکره شمالى قرار گرفته است.سرزمین ترکیه تقریباً شبیه مستطیلى است که طول آن از شرق تا غرب حدود٦٦۰ کیلومتر و عرض آن به طور متوسط٥٥۰ کیلومتر مىباشد. این کشور از سه طرف بوسیله دریا احاطه شده است.تركيه به وسیله دریاى مرمره از سمت شمال به وسیله تنگه بسفر به دریاى سیاه و از سمت جنوب از طریق تنگه داردانل به دریاى اژه متصل مىگردد.اين تنگه هاي بسفر و داردانل،درياي سياه را به درياي آزاد متصل مي كنند. اين سرزمين همانند پلي دو منطقه مهم و استراتژيك بالكان و خاورميانه را به يكديگر متصل مي كند. همجواري اين كشور با درياي سياه، اژه، مديترانه و وجود دو تنگه مهم بسفر و داردانل، باعث شده است كالاهاي مصرفي اروپا از طرق تركيه به منطقه ارسال شود. در ماه اکتبر سال ۱۹۲۳ حکومت جمهوری به ریاست مصطفی کمال پاشا (آتاتورک پدرملت ترک) رسمأ اعلام گردید. در سال۱۹۲٤قانون اساسی جدیدی وضع گردید و از آن پس آتاتورک شروع به حکومت کرد. معاهده لوزان که در سال ۱۹۲۳ منعقد گشت حدود ترکیه را مشخص و تضمین کرد.
واژگان كليدي تركيه،بسفر،داردانل، ژئواكونوميك و استراتژيك
ارائه سوال و فرضيه سوال: آيادو تنگه بسفر و داردانل از نظر ژئواكونوميك و استراتژيك داراي اهميت است؟ فرضيه: دو تنگه بسفر و داردانل در منطقه خاورميانه داراي موقعيت ژئواكونوميك و استراتژيك است.
جغرافياي تنگه داردانل و تنگه بسفر تنگه بسفر: تنگه ای در جنوب شرق اروپا و جنوب غرب آسیا، که دریای سیاه را به دریای مرمره متصل و ترکیه آسیایی را از ترکیۀ اروپایی جدا می کند. طول تنگه ۳۱ کیلومتر و عرض آن، بین ۸/۰ تا ٤/٤ کیلومتراست. در این مکان که محل تلاقی دو دریای سیاه و مرمه است، شدت جریان آب همواره مشکلاتی را در امر کشتیرانی به همراه دارد. تنگه داردانل: تنگه ای در شمال غرب ترکیه، که بین ترکیه آسیایی و شبه جزیرۀ گالی پولی در ترکیه اروپایی واقع شده است. این تنگه دریای اژه را به دریای مرمره متصل می کند،ازاین رو یک زنجیره آبی را بین دریای مدیترانه و دریای سیاه تشکیل می دهد. طول تنگه ۷۰ کیلومتر و عرض آن بین ۲ تا ٦ کیلومتر است این گذرگاه آبی به علت شرایط و موقعیت جغرافیایی خاص خود از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است ومی توان گفت که مهم ترین گذرگاه استراتژیک در ناحیه جنوب غربی آسیاست.به طوری که عبور تمامی کشتی ها ازاین گذرگاه تنها با اجازه قبلی کشورترکیه میسراست.
کنوانسیون بین المللی مونترو در سال ۱۹۳٦ با تلاش ترکیه قرارداد بین کشورهای امضا کننده لوزان (به جز ایتالیا) بسته شد که بر اساس آن ترکیه از حقوق بیشتری برای حاکمیت بر تنگه ها برخوردار شد كه معروف به مونترواست. مفاد قرارداد مونترو: ۱.- در هنگام صلح، عبور و مرور برای کشتی های تجاری از تنگه ها در تمام اوقات آزاد شد؛ مشروط به اینکه اولاً حق عبور بپردازند و ثانیاً مقررات بهداشتی را رعایت کنند؛ ۲.- اگر در شرایط بحران طرف جنگ دولت ترکیه باشد، فقط کشتی های تجاری متعلق به کشورهای دوست ترکیه حق عبور دارند و دولت ترکیه می تواند از عبور سایر کشتی ها جلوگیری کند؛ ٤.- عبور کشتی های جنگی در هنگام صلح مشروط به آن است که نخست، تعداد کشتی های خارجی نباید از نه فروند بیشتر باشد، دوم، هشت روز قبل از ورود کشتی ها به تنگه باید این موضوع به اطلاع دولت ترکیه برسد، سوم، کشتی های جنگی سایر دول فقط ۲۱ روز حق توقف در دریای سیاه را دارند، چهارم، کشتی های کشورهای ساحل دریای سیاه محدودیتی برای عبور تعداد کشتی های خود ندارند، پنجم به دولت ترکیه اجازه داده شد استحکامات نظامی در سواحل بسفر و داردانل ایجاد کند.
موقعيت ژئوپليتيك تنگه ها ناحیه محور یاهارتلند (سرآلفورد میکندر): کشور ترکیه در منطقه هلال داخلی و اطراف منطقه محور قرار داشته و از این رو در استراتژیهای خشکی محور جایگاه مهمی داشته است. ترکیه و ایران در استراتژی سد نفوذ آمریکا درباره مبارزه با شوروی مهم و اساسی بوده است. قدرت دریایی ماهان(آلفور ماهان): این سرزمین از نظر ژئواستراتژیک به دلیل آن که یک منطقه تماس بین اوراسیا محسوب می شود، رابط استراتژیهای بری و بحری محسوب میشود. موقعیت ترانزیتی ممتاز ترکیه تسلط ترکیه بر حوزه های دریای مدیترانه، اژه، دریای سیاه و آبراهه های استراتژیک بسفر و داردانل از جمله موقعیت های ویژه استراتژیک این کشور محسوب می شود چرا که تمام شناورهایی که بین دریای اژه و دریای سیاه در رفت و آمد هستند ناچارند بیش از ۳۲۰ کیلومتر از راه را در آب های ترکیه باشند. تنگه های ترکیه تنها را خروجی برای کشتی های ناوگان دریای سیاه روسیه هستند. کشتی های تجاری شوروی در زمان جنگ سرد به طور متوسط هر ۲۰ روز یکبار عبور می کردند و حمل ٤۰ درصد بار از نظر وزن به عهده داشته اند. موقعیت ترانزیتی ممتاز ترکیه از یک طرف تنها راه ارتباطی زمینی اروپا به سوی غرب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز محسوب شده و از دیگر سو نیز نقطه اتصال کشورهای مذکور به اروپا می باشد. كشمكش بر سر عوامل كليدي و مهم ژئواستراتژيكي خاورميانه در تاريخ اين منطقه از زمان جنگ «تروژان» كه به منظور كنترل تنگه داردانل صورت گرفته، تاكنون فراوان ثبت شده است، كه به صورت جنگ ها و مبارزات بين كشورهاي داخل منطقه و كشورهاي خارجي روي داده است، كه اين امر شامل وقايعي كه در طول جنگ سرد بين آمريكا و روسيه جريان داشت، نيز مي شود. در قرن نوزدهم ميلادي قدرتهاي اروپايي و كشور تركيه بر سر تنگه بسفر كه از امتيازات فراواني ازجمله اتصال آبهاي بسفر، درياي مرمره و داردانل برخوردار بود، به جنگ و نزاع پرداختند.
ژئواكونوميك جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، تجاوز عراق عليه كويت ، حضور فزاينده نظامي آمريكا درمنطقه خليج فارس ، حادثه ۱۱ سپتامبر و اشغال افغانستان و بالاخره حمله آمريكا به عراق و اشغال نظامي اين كشور همه وهمه ريشه در نياز كشورهاي جهان و منطقه به انرژي دارد. تركيه به رغم وسعت قابل توجه و نزديكي به كشورهاي نفت خير و صاحب ذخاير گاز و معادن اورانيوم فاقد منابع مهم انرژي است. اقتصاد تركيه به شدت وابسته به واردات انرژي و فناوريهاي مربوط به آن است. تركيه از نظر گاز طبيعي ۱۰۰ درصد و از نظر نفت ۹۱ درصد به خارج وابسته است. درهمين ارتباط برخي تحليل گران نفتي با بيان اينكه تا سال ۲۰۲٥ نفت و گاز حرف اول را درانرژي خواهند زد، معتقدند تركيه درسالهاي آينده جزو بزرگترين متقاضيان مصرف سوخت درمنطقه خواهد بود.
سياست هاي تركيه دربخش انرژي هم اكنون ٦٥ درصد ازگازطبيعي تركيه از طريق روسيه تامين مي شود و وابسته بودن به يك منبع و در دست تركيه نبودن كنترل قيمت ها براي تركيه خطرات استراتژيك مهمي بوجود مي آورد. مي توان نتيجه گرفت يكي از سياستهاي اين كشوردربخش انرژي دردودهه اخير كاستن از وابستگي به گاز روسيه و تنوع بخشيدن به منابع تأمين كننده گاز كشور بوده است. هم اكنون كشورهاي مختلفي ، نفت مورد نياز تركيه را تامين مي كنند كه درراس آنها ايران قراردارد. سياست تبديل شدن به كشور ترانزيت كننده انرژي دومين سياست تركيه استفاده ازموقعيت استراتژيك خود درمنطقه و ايفاي نقش فعال بعنوان يك كشور ترانزيت كننده انرژي به اروپا است. دراين رابطه برخي ازتحليل گران دربخش انرژي تركيه معتقدند تركيه توانايي آن را دارد كه درسال ۲۰۱۰ به ميزان ۲۰ ميليارد متر مكعب ازنياز سالانه ۱۰۰ ميليارد مترمكعبي گاز اروپا را از طريق خاك خود انتقال دهد. برخي ديگر از تحليل گران اروپايي نيز گفته اند اين امكان وجود دارد كه تا سال ۲۰۱۲ حدود ٦ درصد از نفت جهان از طريق تركيه ترانزيت شود. درچارچوب همين تحليل ها، نخست وزير تركيه درسخناني دريك مركز تحقيقاتي استراتژيك درايتاليا صراحتا گفت : تركيه درنظر دارد اقداماتي را انجام دهد تا ازهر ۱٦ بشكه نفت كه درجهان مصرف مي شود حداقل يك بشكه از قلمرو تركيه عبور كند. درراستاي اجراي اين سياست، مقامات تركيه با برخورداري ازيك نگاه رقابت آميز با ايران تلاش زيادي جهت كنار گذاشته شدن مسيرايران براي انتقال انرژي و جلوگيري از انتقال خط لوله نفت باكو - جيحان ازمسير ايران به تركيه كردند. احداث خط لوله باكو - جيحان كه يكي از اهداف اصلي آن كاستن از موقعيت راهبردي ايران درانتقال انرژي بشمار مي رفت يك اقدام درجهت تقويت موقعيت ترانزيتي تركيه به عنوان مسير جايگزين انتقال انرژي ارزيابي مي شود. تركيه به شدت با پيوستن ايران به پروژه نوبوكو كه يكي از پروژه هاي انتقال گاز به اروپا است مخالفت كرده است و تاكيد دارد كه ايران مي بايست گاز خود را به تركيه صادرو اين كشور بصورت صادرات مجدد اقدام به صدور گاز ايران به اروپا كند. پروژه انتقال گاز مصر از طريق سوريه و تركيه به اروپا و درنهايت متصل كردن آن به پروژه خط لوله گاز نوبوكو است.
نابوکو و نقش تركيه خط انتقال گازنابوکو با طول تقریبی ۳۳۰۰ کیلومتر و ظرفیت انتقال سالانه ۲٦ الی ۳۳ میلیارد مترمکعب یکی از بزرگترین پروژههای گازی محسوب میشود که نقش انتقال گاز کشورهای ترکمنستان، آذربایجان و منطقه کردستان عراق را به کشورهای اتحادیه اروپا- به خصوص آلمان و اتریش- بر عهده دارد. هزینه تقریبی این پروژه که پیش بینی میشود ساخت آن از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۳ طول بکشد ۹/۷ میلیارد دلار است. در طرح نابوکو که نام خود را از اپرای معروف جوزپه وردی ایتالیایی گرفته است شرکتهای OMV (اتریش)، بوتاش (ترکیه)، S.N.T.G.N (رومانی)، بلغار گاز (بلغارستان)، RWE (آلمان) و MOL (مجارستان) مشارکت میکنند. در طرح نابوکو که در سال ۲۰۰٤ مطرح شد، ابتدا مسأله انتقال گاز ایران در خلیج فارس به کشورهای اروپایی مورد توجه بود اما در سال ۲۰۰٦ به یکباره کشورهای اتحادیه اروپا به علت برنامههای هستهای ایران و البته تحت فشارهای فراینده ایالات متحده آمریکا تغییراتی را در اجرای پروژه اعمال کردند؛ به گونهای که گاز مورد نیاز پروژه به جای ایران از کشورهای ترکمنستان، آذربایجان و احتمالاً قزاقستان تأمین شود و با عبور از کشورهای گرجستان، ترکیه، بلغارستان، رومانی و مجازستان به اتریش انتقال یابد. اما تحولات اخیر در منطقه قفقاز و به ویژه جنگ روسیه و گرجستان بر سر مناطق اوستیای جنوبی و آبخازیا این ترس را به وجود آورد که روسیه بیش از اندازه به خط نابوکو نزدیک شده است. بدین ترتیب گزینه مشارکت ارمنستان به جای گرجستان مطرح شد که در ادامه، اعتراضات شدید طرف گرجستانی را در پی داشت. البته در نشست اخیر مجریان طرح نابوکو در آذربایجان که در تاریخ هفتم اکتبر- ۱٥ مهر- امسال برگزار شد، میشائیل بایر- نماینده دولت مجارستان در پروژه نابوکو- عملاً مشارکت طرف ارمنی در پروژه را منتفی دانست. اجرای طرح نابوکو با تمام فراز و نشیبهایی که طی سالیان اخیر با آنها مواجه بوده است، در نهایت در ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹ به طرح نهایی خود نزدیک شد؛ در این تاریخ در پایتخت ترکیه- آنکارا- نخست وزیران ترکیه، اتریش و مجارستان و وزیران انرژی بلغازستان و رومانی طی نشستی موافقت نامه چند جانبهای را در مورد ساخت خط انتقال گاز نابوکو به امضا رساندند. نشست ژوئن ۲۰۰۹ اگرچه دارای نکات سازنده و ثمربخش بسیاری بود اما با چالشهای جدیای هم مواجه شد که به عنوان مثال میتوان با اختلاف نظر اعضا در شرکتدهی ایران در نابوکو همچنین مشخص نبودن کشورهای تأمینکننده گاز اشاره کرد. بیشتر صاحبنظران در عرصه انرژی و تأمین آن قویاً بر این باور هستند که ترکمنستان و آذربایجان توانایی تأمین گاز مورد نیاز نابوکو در حجم وسیع را ندارند. این بدان معنی است که عدم حضور ایران در طرح نابوکو به خودی خود دورنمای مقرون به صرفه بودن پروژه را زیر سؤال میبرد. در حقیقت نابوکو پروژهای سردرگم است که اجرای آن با وجود رایزنیهای مختلفی که میان اعضای اتحادیه اروپا، آمریکا، کشورهای تأمین کننده و کشورهای تزانزیت کننده انجام شده است، هنوز قطعی نیست. یکی از مخالفان اصلی این پروژه که طبعاً منافع اقتصادی و سیاسی خود را با اجرای پروژه نابوکو در خطر خواهد دید روسیه است. علت تشویقهای روسیه از آن جهت است که با اجرای طرح نابوکو وابستگی اتحادیه اروپا به گاز روسیه رفته رفته کمتر میشود که این خود در نهایت به امتیازدهی روسیه به اتحادیه اروپا در عقد قراردادهای منطقهای خواهد انجامید. در حال حاضر روسیه و اتحادیه اروپا از روابط دوسویهای بهره میبرند که در آن روسیه نقش تأمینکننده انرژی و اتحادیه اروپا نقش مدرنیزه کننده صنعت بیمار روسیه را دارند. از سوی دیگر نابوکو مشکلاتی را پیش پای روسیه در اجرای پروژه «خط جنوب» قرار میدهد. خط جنوب که پروژهای روسی- ایتالیایی است، انتقال گاز روسیه به ایتالیا از راه دریای سیاه، بلغارستان و شبه جزیره بالکان خواهد بود. در این پروژه نقش بلغارستان اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که ایستگاه تقسیم گاز در این کشور واقع شده است. در بلغارستان اهمیت بسیاری دارد؛ چرا که ایستگاه تقسیم گاز در این کشور واقع شده است. در بلغارستان خط جنوب به دو شعبه تقسیم میشود؛ یکی از راه شمال یونان به سمت ایتالیا و دیگری که از طرف صربستان و مجارستان به اتریش میرود. اصرار روسیه به عملی کردن این طرح دو توجیه کاملاً ژئوپلتیک دارد؛ از یک سو اوکراین از شبکه انتقال گاز تا حدود ۱٥ درصد خارج میشود و از سوی دیگر نقش ژئوپلتیک صربستان که ترانزیت گاز را به عهده خواهد گرفت با توجه به حمایت آشکار روسیه از این کشور بالا میرود. البته نگرانیهای روسیه در مورد نابوکو تا به حال صرفاً جنبهای بالقوه داشته است. دولتمردان روس در لابه لای مصاحبههای خود با مطبوعات به طور تلویحی به این نکته اشاره میکنند که طرح نابوکو هیچ صرفه اقتصادی برای اروپا به همراه نخواهد داشت. ویکتور چرنو میردین- نماینده رئیس جمهور روسیه در مناسبات اقتصادی با کشورهای مشترکالمنافع- در ششمین نشست سالانه یالتا، نابوکو را پروژهای «از ناکجا به ناکجا» نامید. او خطاب به یوشکافیشر- وزیر امور خارجه پیشین آلمان و مشاور فعلی پروژه نابوکو- آشکارا اعلام کرد: «نه تنها فیشر بلکه نوههای او هم باید در آینده برای عملی شدن این پروژه تلاش کنند». او سخنان خود را این گونه توجیه کرد: «با توجه به اینکه در دهه ۸۰ وزیر صنایع گازی شوروی بودهام، تجربیات دقیق و سودمندی از تواناییهای جمهوریهای آسیای میانه در زمینه تأمین و انتقال گاز دارم. به همین دلیل هیچ حسادتی در کار نیست. میخواهید بسازید، خب بسازید. ما مزاحم شما نخواهیم شد». چرنومیردین در ادامه سخنان خود به این نکته اشاره کرد که بهتر است اتحادیه اروپا به جای ساختن خط نابوکو به فکر کمک کردن به اوکراین برای بالا بردن سطح کیفی انتقال گاز باشد. او به همان مقدار که طرح نابوکو را غیرعملی و نامقرون به صرفه معرفی کرد، از پروژههای خط جنوب و خط شمال حمایت کرد. اما فیشر در جواب چرنومیردین گفت: «واکنش تنشزای روسیه به نابوکو خود حکایت از قابل اجرا بودن و در عین حال مقرون به صرفه بودن این طرح دارد. اگر نابوکو طراحی از ناکجا به ناکجاست، پس چرا شما به این اندازه اظهار نگرانی میکنید؟ و چرا سفیرتان در آلمان هر هفته این مسأله را مطرح میکند؟». برخلاف نظر چرنومیردین که منابع تأمین گاز نوبوکو را کمتر از ظرفیت این خط گاز میداند، فیشر آشکارا اعلام کرد برای نابوکو گاز به مقدار کافی وجود دارد؛ به ویژه که طرح از جانب ترکیه از حمایت کامل برخوردار است و در صورتی که خط نابوکو با ظرفیت ۳۱ میلیارد مترمکعب در سال فعالیت کند ده درصد نیاز سالانه اتحادیه اروپا را تأمین خواهد کرد. فیشر همچنین به این نکته اشاره کرد: «خط شمال که گاز را مستقیماً از راه دریای بالتیک از روسیه به آلمان میرساند تبدیل به خطی شده است که روسیه از آن بهرهبرداری سیاسی میکند. به همین دلیل برای ایجاد شرایطی سالم برای انتقال انرژی، تعدد خطوط انتقالی بسیاری ضروری است». از سوی دیگر، سرگئی لاورف- وزیر امور خارجه روسیه- در نشست اخیر مطبوعاتی در تاریخ پنج اکتبر که بلافاصله بعد از مذاکرات با همتای اتریشی خود – میشائیل اشپیندلگر- برگزار شد به صراحت اعلام کرد: «نباید خط جنوب را در مقابل نابوکو قرار داد، همان طور که تقابل کاخ سفید و کرملین جایز نیست». این دو گانگی در سیاست خارجی روسیه گویای آن است که روسیه تا حدودی از تنش زدایی در روابط با اتحادیه اروپا اجتناب میکند. این مسأله بیشتر به این علت است که اروپا در هر صورت به گاز روسیه نیاز وافر دارد. دمیتری تسارگورودتسف- تحلیلگر بازار نفت و گاز- در شماره دهم اکتبر روزنامه کامتاری مسکو در مقالهای به این نکته یادآور میشود که نابوکو حتی در بهترین شرایط انتقال گاز نمیتواند بیش از ۱٥-۱۰ درصد مصرف گاز سالانه اتحادیه اروپا را تأمین کند. او در ادامه میافزاید: «نابوکو حتی ذرهای هم منافع اقتصادی روسیه از فروش گاز به اتحادیه اروپا را تحت تأثیر قرار نمیدهد. اروپاییها به فکر جایگزین کردن کشورهای دیگر به جای روسیه نیستند؛ بلکه فقط در فکر چارهای برای تأمین انرژی مصرفی خود هستند. این امر با توجه به رشد روزافزون مصرف انرژی در اروپا کاملاً توجیهپذیر است. از این رو هیچ تهدیدی را متوجه منافع اقتصادی روسیه نخواهد کرد. گاز روسیه بازار خود را در کشورهای همسایه دارد. به عنوان مثال پروژه انتقال گاز سیبری شرقی به کشورهای ژاپن و چین». ولادیمیر روداشوفسکی- جانشین رئیس کمیته سیاست صنعتی روسیه- طرح نابوکو را صرفاً طرحی سیاسی میداند تا پروژهای اقتصادی. او در هیمن شماره روزنامه کامنتاری نوشت: «نابوکو در صورتی توجیه اقتصادی خواهد داشت که اتحادیه اروپا از مشارکت فعال ایران در زمینه تأمین گاز استقبال کند؛ یعنی ایران باید کشور اصلی در تأمین گاز تلقی شود و تنها در آن صورت است که عقد قراردادهای تجاری با ترکمنستان، آذربایجان و کردستان عراق مقرون به صرفه خواهد بود. برای رسیدن به این هدف، اروپاییها باید کمی در گرفتن تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی خود مستقلتر از آمریکاییها عمل کنند. بدون شک آمریکا با توجه به مشکلات پرشماری که با فعالیتهای هستهای ایران دارد تأثیرات شگرفی بر روند اتخاذ تصمیمات بینالمللی اتحادیه اروپا میگذارد. باید پذیرفت که ایران میتواند تنها منبع اصلی نابوکو باشد. ترکمنستان با اینکه دارای ذخایر گازی بسیار عظیمی است اما از زیرساختهای بسیار فرسوده و غیر کاربردیای برخوردار است و از سوی دیگر با توجه به اینکه درصد بالایی از گاز استخراجی خود را به روسیه میفروشد توانایی تأمین ۲٥ درصد مورد ادعای خود را ندارد و این بیشتر به یک شوخی میماند.» آنچه در مذاکرات و نشستهای اخیر بین دولتمردان اروپایی رخ مینمایاند این نکته است که حداقل نیمی از گاز پروژه نابوکو باید از راه ایران تأمین شود. با نگاهی به مسیر خط لوله گاز نابوکو میتوان متوجه شد که ایستگاه اصلی واقع در خاک ترکیه در شهر ارزروم در نزدیکی مرز با ایران واقع خواهد شد. این خود دلیلی است بر آنچه بسیاری از تحلیلگران اروپایی و روس نیز بدان اشاره میکنند؛ یعنی هدف اصلی نابوکو تأمین گاز ایران است. اروپاییها خیلی خوب میدانند که در میان کشورهای ترکمنستان، آذربایجان، ایران و عراق تنها ایران از زیرساختهای مدرن و کافی برای انتقال گاز برخوردار است. اما همانطور که قبلاً اشاره شد، فشار آمریکا به منظور همگام کردن اتحادیه اروپا برای اعمال تحریمهای هرچه بیشتر علیه ایران موضع انرژی اتحادیه اروپا را از اخذ تصمیمهای سودمند دور کرده است. یکی دیگر از مسائلی که اجرای پروژه نابوکو را با مشکل جدی مواجه کرده است، پیشنهاد روسیه به ترکیه در زمینه مشارکت در پروژه خط جنوب است. ترکیه با توجه به این که دو سوم خط نابوکو از خاک این کشور عبور میکند، از یک سو میخواهد در نابوکو شرکت کند و از سوی دیگر پیشنهاد اخیر روسیه را خالی از منفعت نمیبیند. دلیل تعلل ترکها در انتخاب را باید در مسأله حضور ایران در پروژه نابوکو دانست، ترکها خیلی خوب به اهمیت استراتژیک ایران در موفقیت پروژه نابوکو آگاه هستند و میدانند که تنها با حضور قوی ایران است که پروژه برای ترکیه سودآور خواهد بود. اصرار ترکیه به حضور ایران در پروژه نابوکو ناشی از همین دوراندیشی ترکهاست. البته تمام سعی ترکیه در این است که در هر دو پروژه حضور ترانزیتی فعالی داشته باشد ولی اگر قرار باشد از بین دو طرح یکی را انتخاب کند، مسلماً انتخابش نابوکو خواهد بود. دلیل این امر را باید در تمایلات ترکیه به همکاری گسترده با شرق در دولت اردوغان دانست. ایران به عنوان بزرگترین شریک منطقهای ترکیه در توسعه اقتصادی ترکیه نقش مهمی بازی میکند. مشکل دیگر اتحادیه اروپا با ترکیه در طرح نابوکو، ناشی از اختلاف نظرهایی درباره نحوه ترانزیت گاز است. ترکیه نمیخواهد کشور ترانزیت کننده صرف باشد بلکه خواهان خرید حداقل ۱٥ درصد گاز در مرزهای شرقی خود و فروش آن به اتحادیه اروپا در مرزهای غربی خود است. آنا پاونکو- رئیس بخش توسعه تجارت «پترومارکت» روسیه در مصاحبه با سایت اینترنتی Bigness.ru به همین نکته اشاره میکند: «مشارکت ترکیه در طرح خط جنوب میتواند نابوکو را به رقیبی غیرفعال بدل کند. ترکیه از تمامی ابزارهای لازم بهره خواهد جست تا از رقابت روسیه و اتحادیه اروپا بر سر این دو پروژه گازی به سود خود استفاد کند. به عنوان مثال برای ترکها تسریع روند الحاق به اتحادیه اروپا با شرکت در هر یک از این دو پروژه امکانپذیر است. از یک سو روسها میخواهند با خط جنوب هرچه بیشتر از وابستگی ترانزیتی به اوکراین خلاص شودند و از سوی دیگر اتحادیه اروپا از راه نابوکو سعی در دور زدن روسیه در تأمین انرژی خود دارد. احقاق هر دوی این پروژهها سود هنگفتی را روانه خزانه دولت ترکیه میکند». بلغارستان هم از شرایطی مشابه شرایط ترکیه برخوردار است. توایچوترایکوف- وزیر اقتصاد، انرژی و توریسم بلغارستان- به تازگی در مصاحبهای با سایت خبری ریانووستی روسیه اعلام کرد که بلغارستان برای دو طرح یاد شده اهمیت یکسانی قائل است. با این حال نباید این نکته را از نظر دور داشت که تمایل این کشور به اجرای طرح نابوکو با توجه به همکاریهای گسترده اقتصادی با اتحادیه اروپا بسیار بیشتر است. بلغارستان هم مانند ترکیه مایل به حضور فعال ایران در نابوکو است. بلغارها معتقدند تأمین انرژی از ایران به عنوان منبع اصلی، دورنمای بهتری دارد تا تأمین انرژی از سه کشوری که با مشکلات مهمی در امر صادرات گاز دست و پنجه نرم میکنند. البته حتی در صورت شرکت مستقیم ایران در پروژه نابوکو، به گاز سه کشور ترکمنستان، آذربایجان وعراق هم نیاز خواهد بود. حضور ایران در طرح نابوکو به معنی ضمانت صدور دائم ٥۰-٥٥ درصد گاز این پروژه است. تأمین امنیت خط نابوکو از مسائل بسیار پیچیدهای است که اتحادیه اروپا توجه خاصی به آن دارد. قسمتی از پروژه نابوکو در مناطق کردنشین عراق و ترکیه واقع شده است که یکی از پر تنشترین مناطق جهان در ۳۰ سال اخیر به شمار میرود. البته وضعیت امنیتی کردستان عراق تا حدودی بهتر از شرایط امنیتی در منطقه کردنشین ترکیه است. با توجه به درگیریهای مداوم میان ارتش ترکیه و جدایی طلبان کرد، این احتمال وجود دارد که خط نابوکو به یکی از هدفهای اصلی جداییطلبان تبدیل شود. از سوی دیگر خط گاز ترکمنستان- آذربایجان- ترکیه از کشور گرجستان عبور میکند که فاصله چندانی با دو منطقه جدایی خواه اوستیای جنوبی و آبخازیا ندارد. در هر صورت این احتمال وجود دارد که این قسمت از خط نابوکو در معرض تهاجم جدایی خواهان این دو منطقه قرار گیرد. این فرض از آن جهت قابل توجیه است که اولاً ارتش گرجستان پس از جنگ با روسیه دچار مشکلات لجستیکی فراوانی شده است و ثانیاً جداییطلبان از هر فرصتی سود خواهند جست تا هر چه بیشتر توجه گرجستان را به مشکلات داخلی خود معطوف سازند. در این میان تنها کشوری که از دید اتحادیه اروپا قابلیت امنیتی بسیار بالایی دارد، ایران است. رؤسای کشورهای اروپایی بر این باور هستند که در صورت مشارکت ایران، هر گونه نگرانی در مورد حفظ امنیت آن بخش از خط نابوکو که در ایران واقع میشود بیمورد است و در عوض میتوان به کشورهای گرجستان، عراق و ترکیه در حفظ امنیت در مسیر خط نابوکو کمک کرد. ارودژف- تحلیلگر سیاسی روس- در شماره نوزدهم اکتبر مجله اینترنتی «تسنتر آزیا»ی روسیه در مقالهای به نام «آیا ایران به نابوکو محلق خواهد شد؟» به تحلیل دقیق اوضاع منطقه قبل و بعد از اجرای پروژه نابوکو پرداخته است. او مینویسد: «تابوکو فرصتی است برای منطقه به منظور تداوم بخشیدن به روند حفظ امنیت. شاید این مسأله در مورد ایران صادق نباشد. اما با توجه به درگیریهای منطقهای در ترکیه و عراق، نابوکو این فرصت را به منطقه میدهد که با توجه به سود سرشاری که نصیب این کشورها میشود تا حدودی از مشکلات اقتصادی مناطق محروم خود بکاهند که این خود در نهایت موجب استقرار امنیتی دائمی و پایدار در منطقه خواهد شد.» در جای دیگری از این مقاله او به این موضوع میپردازد که نابوکو فرصتی است گرانمایه برای هر دو طرف ایرانی و اروپایی به منظور کاهش تنش در روابط سیاسی و اقتصادی خود. او مینویسد: «هر دو طرف در مواضع خود باید کمی از پافشاری و اصرار دست بردارند. باید پذیرفت که نابوکو این فرصت استثنایی را در اختیار آنها قرار میهد تا در مذاکرات خود انعطافپذیر باشند. اروپا به انرژی نیاز دارد و ایران به تقویت قوای صنعتی و تجاری خود. مسأله اینجاست که هر دو طرف به اهمیت این پروژه در بهبود روابط خود آگاهند. اما تأثیرپذیری اروپا از آمریکا در تعیین استراتژیهای فرامنطقهای خود مسلماً کار را قدری دشوار کرده است». در واقع تمام چالشهایی که طرح نابوکو تا مرحله عملی شدن با آنها روبهروست تنها در سایه بردباری و شفافیت در اظهار مواضع مشخص از سوی کشورهای اتحادیه اروپا و روسیه قابل حل هستند. باید پذیرفت که خط جنوب و نابوکو دو طرح کاملاً متفاوت هستند که اهداف مشابهی را هم دنبال میکنند.
نتيجه گيري بر پايه نظرات تاثيرگذار دو دانشمند بزرگ رشته جغرافياي سياسي (سر آلفورد مكيندر- آلفرد ماهان)و نقشي كه دو تنگه بسفر و داردانل در زمان دو جنگ جهاني اول و دوم از لحاظ استراتژيك ايفا نمودند و تاثير اين دو تنگه در مناقشه اخير بين گرجستان و روسيه مي توان به اهميت استراتژيك آنها پي برد. اّما آنچه حائز اهميت است اين نكته مي باشد كه امروزه استراتژيها بر پايه ژئواكونومي تعريف مي شوند و دو تنگه بسفر و داردانل به علت قرار داشتن در شمال غرب خاورميانه ، پل ارتباطي بين دو تمدن شرق و غرب و مهم تر از همه قرار داشتن در مسير انتقال انرژي خاورميانه و همچنين كشورهاي حوزه درياي خزر و روسيه به اروپا به يك منطقه ژئواكونوميك و استراتژيك تبديل گشته است بخصوص اگر به همه اين موارد گذر خط لوله نابوكو را هم بيافزايم تا جايي كه به پيش بيني برخي تحليل گران بر اين است كه تا سال ۲۰۱۲حدود ٦درصد از نفت جهان از طريق تركيه واين دو تنگه ترانزيت خواهد شد. در نتيجه بايد در ديپلماسي با كشور تركيه مسائل انرژي و موقعيت استراتژيك دو تنگه بسفر و داردانل مدنظر داشته باشيم.
منابع فارسي 1. اخباري،محمد :جغرافياي كشورهاي همجوار تركيه،كتاب۱۳۸۳ 2. پيشگاهي فرد،زهرا :مقدمه اي بر جغرافياي سياسي درياها با تاكيد بر آبهاي ايران،كتاب۱۳۸٤ 3. كمالي،سيد مازيار : نابوکو ؛ پروژهای برای اتحادیه اروپا،ماهنامه سياسي– تحليلي همشهري دپيلماتيك۱۳۸۸ 4. عزتي،عزت الله : ژئوپوليتيك،كتاب۱۳۸٦ 5. طاهری،معصومه :ژئوپوليتيك تركيه، مقاله اينترنتيwww.torkiye.com۱۳۸٥ 6. محمدی فر، هادی: اهداف پوتین در خاورمیانه، روزنامه رسالت۱۳۸٥
منابع لاتين • Politijournal.ru.www • Segofnja.ru.www • Bigness.ru.www • Kommentarii.ru.www • Korrespondent.ukr.www • www. Tsentrazia.ru
|
|
|||||||||||||